وبلاگ
سیکل شیردهی گاو؛ چگونه از هر گاو درآمد بیشتری کسب کنیم؟
یکی از مهمترین عوامل اقتصادی در گاوداریهای شیری، افزایش تولید شیر به ازای هر رأس گاو است. برای کاهش هزینههای نگهداری و افزایش سودآوری، باید شرایطی فراهم کنیم که گاو بتواند در طول دوره شیردهی، بیشترین ظرفیت تولیدی خود را نشان دهد.
راز تولید بیشتر شیر چیست؟
تولید شیر ارتباط مستقیمی با تعداد و فعالیت سلولهای ترشحکننده شیر در بافت پستان دارد. به زبان ساده، هرچه تعداد سلولهای شیری فعال بیشتر باشد، ظرفیت تولید شیر نیز افزایش پیدا میکند.
تعداد و فعالیت این سلولها تحت تأثیر مجموعهای از هورمونها، از جمله پرولاکتین، هورمون رشد (سوماتوتروپین)، انسولین و سایر هورمونهای مرتبط با متابولیسم و تولیدمثل قرار دارد.
به همین دلیل، منحنی افزایش و کاهش تولید شیر پس از زایش را نمیتوان تنها به خوراک نسبت داد؛ بلکه عوامل هورمونی، ژنتیکی، تغذیهای و مدیریتی همگی در شکلگیری منحنی شیردهی نقش دارند.
پیک شیردهی؛ مهمترین نقطه دوره تولید
پس از زایش، تولید شیر بهتدریج افزایش پیدا میکند و گاو در هفتههای ابتدایی به سمت اوج تولید یا پیک شیردهی حرکت میکند. رسیدن سریع و صحیح به این مرحله یکی از مهمترین اهداف مدیریت گاو تازهزا است.
در ابتدای شیردهی، افزایش تولید شیر معمولاً سریعتر از افزایش مصرف ماده خشک اتفاق میافتد. به همین دلیل گاو در این دوره نمیتواند تمام انرژی مورد نیاز برای تولید شیر را از خوراک دریافت کند و ناچار بخشی از ذخایر بدنی خود را مصرف میکند.
این وضعیت همان بالانس منفی انرژی است که در گاوهای پرتولید اهمیت بیشتری دارد.
نکته مهم این است که میزان تولید شیر در زمان پیک، تأثیر قابل توجهی بر کل تولید شیر دوره شیردهی دارد. بنابراین مدیریت صحیح روزهای ابتدایی پس از زایش میتواند تفاوت زیادی در عملکرد اقتصادی یک گاو ایجاد کند.
آیا میتوان با افزایش انرژی جیره، بالانس منفی انرژی را حذف کرد؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم با افزایش بیش از حد انرژی جیره در گاوهای تازهزا میتوان بالانس منفی انرژی را بهطور کامل برطرف کرد.
گاوهای پرتولید به دلیل ظرفیت ژنتیکی بالاتر برای تولید شیر، معمولاً برای مدت طولانیتری در شرایط بالانس منفی انرژی قرار میگیرند. افزایش انرژی جیره میتواند مواد مغذی بیشتری در اختیار دام قرار دهد و حتی تولید شیر را افزایش دهد، اما لزوماً به معنای حذف بالانس منفی انرژی نیست.
بنابراین هدف اصلی نباید مبارزه با این پدیده طبیعی باشد؛ بلکه باید تلاش کنیم گاو با کمترین فشار متابولیکی و بهترین شرایط مدیریتی از این دوره عبور کند.
چربی بدن و نقش کبد در ابتدای شیردهی
در هفتههای ابتدایی پس از زایش، گاو برای تأمین بخشی از انرژی مورد نیاز خود از ذخایر چربی بدن استفاده میکند. در این شرایط، کبد نقش بسیار مهمی در پردازش اسیدهای چرب آزادشده از بافت چربی دارد.
به همین دلیل، استفاده نادرست یا بیش از نیاز از منابع چربی در جیره گاو تازهزا میتواند فشار متابولیکی بیشتری بر کبد وارد کند.
بنابراین در این دوره، بهجای تمرکز صرف بر افزایش انرژی جیره، باید مجموعهای از عوامل شامل مصرف ماده خشک، سلامت شکمبه، کیفیت خوراک، آسایش دام و مدیریت خوراکدهی را بهصورت همزمان مورد توجه قرار داد.
بعد از پیک شیردهی چه اتفاقی میافتد؟
پس از عبور از مرحله پیک، تولید شیر بهصورت طبیعی روند نزولی پیدا میکند. با کاهش تدریجی اثر هورمون رشد و تغییر وضعیت متابولیکی دام، مصرف انرژی نسبت به نیاز تولید شیر افزایش پیدا میکند و گاو بهتدریج بخشی از ذخایر بدنی خود را دوباره بازسازی میکند.
در این مرحله، اگر مواد مغذی بیش از نیاز واقعی دام در اختیار آن قرار گیرد، الزاماً تولید شیر افزایش پیدا نمیکند؛ بلکه بخشی از این انرژی میتواند تحت تأثیر شرایط هورمونی به افزایش ذخایر چربی بدن و چاق شدن گاو منجر شود.
به همین دلیل، جیره باید متناسب با مرحله شیردهی و نیاز واقعی دام تنظیم شود.
افت تولید پس از پیک
پس از رسیدن به اوج تولید، کاهش تدریجی شیر کاملاً طبیعی است. این کاهش در گاوهای چندشکمزا و گاوهای شکم اول یکسان نیست و تحت تأثیر ژنتیک، تغذیه، سلامت، تعداد دوشش و مدیریت گله قرار دارد.
یکی از نکات قابل توجه در این مرحله، تغییر تعداد سلولهای ترشحکننده شیر در پستان است. با پیشرفت دوره شیردهی، از تعداد سلولهای فعال کاسته میشود و سرعت جایگزینی سلولهای جدید نمیتواند بهطور کامل این کاهش را جبران کند. در نتیجه ظرفیت تولید شیر نیز بهتدریج کاهش مییابد.
مدیریت؛ کلید اصلی موفقیت
اگرچه ژنتیک ظرفیت تولید شیر را مشخص میکند، اما این مدیریت است که تعیین میکند چه مقدار از این ظرفیت واقعاً مورد استفاده قرار گیرد.
عواملی مانند:
- تغذیه نامناسب
- کاهش مصرف ماده خشک
- استرس و عدم آسایش دام
- گرمای محیط
- بیماریها
- اسیدوز تحتبالینی
- کیفیت پایین خوراک
- مدیریت نامناسب دوشش
- تراکم بالای دام
- و ضعف در مدیریت گاوهای تازهزا
میتوانند باعث کاهش تولید شیر شوند.
به همین دلیل، زمانی که تولید یک گاو یا کل گله کاهش پیدا میکند، نباید تنها به دنبال یک عامل تغذیهای باشیم. لازم است تمام زنجیره مدیریت، از خوراک و آب گرفته تا آسایش، سلامت و شرایط محیطی بررسی شود.
چرا باید منحنی شیردهی گله را مرتب بررسی کنیم؟
منحنی شیردهی یکی از بهترین ابزارها برای ارزیابی عملکرد گله است. توصیه میشود اطلاعات تولید شیر گله بهصورت منظم بررسی و منحنی شیردهی گاوهای شکم اول و چندشکمزا بهطور جداگانه تحلیل شود.
با این کار میتوانیم:
- زمان واقعی پیک تولید را مشخص کنیم؛
- میزان تولید در پیک را با هدف گله مقایسه کنیم؛
- افت تولید زودهنگام را شناسایی کنیم؛
- مشکلات تغذیهای و مدیریتی را سریعتر تشخیص دهیم؛
- و قبل از تبدیل شدن یک مشکل کوچک به یک خسارت اقتصادی بزرگ، برای آن اقدام کنیم.
از طرف دیگر، باید مراقب باشیم افزایش بیش از حد نشاسته در جیره، گاو را در معرض اسیدوز تحتبالینی قرار ندهد؛ زیرا کاهش سلامت شکمبه میتواند بهطور مستقیم و غیرمستقیم عملکرد تولیدی دام را تحت تأثیر قرار دهد.
جمعبندی
هدف یک گاوداری موفق تنها این نیست که گاو را به بیشترین مقدار ممکن شیر برساند؛ بلکه باید شرایطی ایجاد شود که دام بتواند ظرفیت ژنتیکی خود را با کمترین فشار متابولیکی و در بهترین وضعیت سلامت بروز دهد.
رسیدن سریع و اصولی به پیک تولید، حفظ سلامت گاو در هفتههای ابتدایی پس از زایش، تأمین خوراک متناسب با مرحله شیردهی، جلوگیری از استرس و بیماری و پایش منظم منحنی شیردهی، همگی از ارکان مدیریت موفق گله هستند.
در نهایت باید به یک اصل مهم توجه داشت:
با طبیعت دام مبارزه نکنید؛ مدیریت صحیح یعنی شناخت طبیعت دام و حرکت در مسیر آن.
همانطور که از دیدگاه دکتر پتن، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در دامپروری «ویتامین M» یا همان Management (مدیریت) است، در یک گاوداری موفق نیز ترکیب ژنتیک مناسب، تغذیه اصولی، سلامت دام و مدیریت صحیح است که بیشترین بازده اقتصادی را ایجاد میکند.